دلنوشته هاي آبان85 - مطلبکده ي پرستوهاي عاشق
| خانه :: کل بازديدها :: :: بازديد امروز :: :: موضوعات وبلاگ :: :: لينک به وبلاگ :: :: دوستان من :: :: اشتراک در خبرنامه :: نام: ايميل: :: موسيقي وبلاگ |
13/2/1385 :: 4:43 عصر عقيدتون در مورد ترانه ي گروهي اخير چيه؟ من و تو هم خونيم وطن خاطره ها ياد مردونگي هاش هموطن هر جا که باشي خاک تو خاک منه عشق من تاج سرم مهد شکوفائي من هموطن هر جا که باشي خاک تو خاک منه يه تذکر کوچولو : اگه آرم پرچم ديده نميشه تقصير آيکونش هست ... من منظورم همون پرچم ايران عزيزمه
نگارنده : نازيلا
2/2/1385 :: 9:59 عصر سلام پرستوهاي عاشق
خيلي وقتها ميدونيم که داشتن چيزي محاله ... مگه نه؟ ولي با آرزوي داشتنش شاديم و خوشحال خيلي وقتها ميدونيم محاله به آرزومون برسيم ...... ولي حاضر نيستيم از آرزومون بگذريم اينو حق خودمون ميدونيم که براي رسيدن به اون آرزوي محال تلاش کنيم به اين نيرو ......... به اين خواسته .......... به اين آرزو .......چه اسمي ميديد؟ اميد.............خوش خيالي ............. يا.....
نگارنده : نازيلا
22/1/1385 :: 2:40 عصر سلام دوستاي خوبم منو ببخشين که اينقدر دير وبلاگ رو آپ ديت کردم مسئوليت کلاسي رو به عهده گرفته بودم که تا کمي فرمش بدم و بتونم کارهام رو برنامه ريزي کنم مدتي طول کشيد اميدوارم منو ببخشيد وقتي اومدم ديدم که چند تا از داداش هاي گلم و دوستاي خوبم برام پيغام پر مهرشون رو گذاشتند ممنونم از همتون دوستاي گلم .....................واقعا ايراني بهترينه
وقتي ادم از درون خوشحال و راضي است وقتي قلبش گرم و دلش شاد است احساس مي کند که همه چيز زيباست و همه خوشبختند وبرعکس مواقعي که از درون تکيده اي و غمگين و در مانده است قشنگترين منظره هاي دنيا برايش تيره و تار است و رنگ غم دارد چون خودش دلش گرفته فکر مي کند همه غمگينند .اين هم يکي از اشتباه هاي هميشگي بشر است که همه چيز را قياس به نفس مي کند براي همين است که ادم هاي خوشبخت حس همدردي را ارام ارام از دست ميدهند چون نمي توانند بفهمند ادمي که رنج مي کشد و در تنگناست چه ميگويد نمي دونه و دونستنش هم برايش مهم نيست
ولي ايراني اينطور نيست ايراني وقتي که خوشحاله خوشحاله هم سعي ميکنه کمي از خوشبختيهاش رو بين دوستاش تقسيم کنه و کمي از دلتنگيها و غمهاي دوستاش کم کنه
ايراني هميشه بهترينه نگارنده : نازيلا
1/1/1385 :: 2:42 عصر
تيک ... تاک ... تيک ... تاک ... زماني که نفسها در سينه حبس مي شوند . زماني که آرزوها در دلها جاري مي شود . زماني که يکسال با تمامي خوشي ها و سختيها به فراموشي سپرده مي شود . زماني که ياد تمامي عزيزان در دل تازه مي شود . زماني که فکر عيدي وسط قرآن بچه ها را به وجد مي آورد . زماني که بوي گل سنبل فضا را معطر کرده ! زماني که آريايي معنا پيدا مي کند . زماني که .. زماني که ... مجري تلويزيون مي گويد ؛ آغاز سال نو مبارک ! زماني که بوي عيد و سال نو تمامي خانه ها را غرق در شادي مي کند . و سال نو مبارک !!
نگارنده : نازيلا
20/12/1384 :: 2:59 عصر
کاش مي شد همواره سوار بر اسب سفيد آرزوها بود و به دشت قشنگ روياها سفر کرد
يادته گفتي به من
يکي از اين دو جمله رو انتخاب کن و براي هميشه سعي کن سر لوحه زندگيت قرار بدي
اول: دوست بشو ولي هرگز دوست مدار
دوم: دوست بدار شايد فردا نباشد يا (شايد فردائي براي دوست داشتن نباشد)
سعي کن هر کدام رو انتخاب کردي از جون و دل بهش عمل کن
دوست خوبم تو هم اگه خوندي و انتخاب کردي
اگه دوست داشتي دليلت رو هم بهم بگو خوشحال مي شم بشنوم
![]() سعي کنيد هيچ وقت عاشق نشويد اما اگر عاشق شديد طوري عاشق بمانيد که ديگران حسرت عشق شما را بخورند نه شما در حسرت عشق ديگران باشيد
سعي کنيد چنان معشوق را پرستش کنيد که اگر روزي رفت غصه روز قبل را نخوريد و بگوئيد که کاش بود و انجام مي دادم
سعي کنيد دو چيز رو هيچ وقت فراموش نکنيد
اول خدا رو و بعد مرگ رو
سعي کنيد دو چيز را فراموش کنيد
اول اينکه کسي که به شما بدي کرده
و دوم کسي که شما نسبت به او خوبي کردهايد
سعي کن اونجور دوست بداري که خودت مي دوني چون هيچ کس بهتر از تو از دلت خبر نداره
![]() سعي کن اگر کسي دلت شکوند و رفت به دلت ياد بدي که هيچ وقت پشت سرش آهي نکشه
![]() سعي کن به دلت ياد ندي که نشکنه ولي به دلت ياد بده اگه يک روز شکست لبه هاي تيزش دست و دل اوني رو که شکونده نبره
![]() سعي کن هيچ وقت به دل کسي نخندي چون يک روز تو هم دل به کسي مي بندي بعد مي بيني که يک نفر هم پيدا مي شه که به دل تو مي خنده اون وقت مي بيني که اين خنده چقدر دردناکه
و همين جا ازهمه ي دوستان که با نظرات پر مهرشون من رو شرمنده مي کنن تشکر ميکنم
نگارنده : نازيلا
18/11/1384 :: 10:11 صبح
السلام عليک يا اباعبدالله الحسين (ع)
چون زمين هم مي کند با نام زينب هروله هيچ داني ازچه رو گه گاه طوفان مي شود صحنه جنگيدن عباس اکران مي شود اين گنج پربهاست من ارزان نمي دهم گرانتخاب جنت وکويت بمن کنند کوي تو را به جنت ورضوان نمي دهم خاک کربلاي تو مهر نماز من است خوشا بر من که دلدارم حسين است
به محشر ياور و يارم حسين است
سر و کاري ندارم در دو عالم
که درهر دو عالم .مددکارم حسين است
مرا که بيمه اشکم به دکترم مبريد
به درد من چه دوا بهتر از دواي حسين است به وقت وحشت قبرم بگو چراغ لازم نيست که شمع تربت من اشک روضه هاي حسين است سلام بر شما دوستان وعزيزان
ايام جانسوز دهه محرم را به ساعت مقدس امام زمان (ع) ودوستان عزيز و مهربانم تسليت مي گويم
اميد که دلهايمان محرمي و راهمان حسيني باشد
وقتي با خوردن نذري امام حسين بدنمان را بيمه ميکنيم انگاري که قاشق قاشق عشق مي خوريم
اميد که در هر دو عالم از برکات ناجيمان سالار شهيدان بهره مند شويم نگارنده : نازيلا
3/11/1384 :: 4:46 عصر
کم کمک شب آمد
دشت سرسبز به پيشواز شب تقديم کرد شب بو را
همه ي دشت سراسر پر بود
پر از شب بو بود
پر از بوي قشنگ احساس
در ميان اين دشت شب بوي وقت تولد مي جست
و به محض يافتن به اسمان لبخند زد
و دران نگاه خندان نگاهش در چشمان ماه لغزيد
قلب شب بو لرزيد
عشق در او دويد
گونه ها ي ماه از شرم حيا شد کبود
شب بو هر شب بوئيد
رو به سوي مهتاب
ولي از غصه ي اين فاصله او
هر شبي ميگرييد
آخرش بر دل خود فرياد زد:
"تا به کي فاصله ها؟!
تا به کي اشک جدايي ريختن ؟!
تا به کي در هوس مه بودن؟!
فاصله بين من وماه زياد است
اما...
قلب من نزد وي است"
شب بو کم کم خنديد
غصه ها را بر قفس دور آويخت
از زمين فرياد زد:
"اي مه زيبا رو قلب من پيش تو است
تا ابد با من باش!"
مه نگاهي انداخت
کم کمک مي خنديد
ناگهان بر هم خورد
چهره ي آسمان
ابرهايي خشمگين
زشت و مشکي
پر از غيض و کين
کور از غيرت نابخرد ناجاي شديد
پرده بر چهره ي ماه افکندند
بر زمين و آسمان
بر خود و بر مهتاب
مشت افکند ند... مشتان سياه
و فشردند بر هم ... همچنان دندان ها
از گلوشان بر ميخاست
نعره اي رعد آسا
شب بوي بيچاره خيره ماند و حيران
بر سرش مي ريختند
قطرات سهمگين باران
ابرهاي خشمگين
آنقدر غريدند
که همه سوي زمان از طپش قلب شب بو پر شد
ناگهان او لرزيد
لحظه اي انديشيد
- ماه باز هم زيباست-
و دوباره لرزيد
و پياپي لرزيد
و به يک چشم بر هم زدن يک گنجشک روي گل ها خميد
و در آن آخرين لحظه ي عشق
زير لب زمزمه کرد
شعر زيباي يک شاعر را:
" افتاد
شکست
زير باران پوسيد آدم که نکشته بود
عاشق شده بود؛
اگه چشمات مشکي يا عسلي دوستت دارم اگه موي تو کوتاست يا که بلند دوستت دارم اگه چون دوستم داري ميخواي اذيتم کني هر چقدر مي خواي اذيتم بکن دوستت دارم وقتي با برق چشات چشماموادب ميکني دو تا چشم من مي خوان بهت بگن دوستت دارم وقتي که دستم ومي گيري ونازش ميکني تو دلم داد ميزنم هزار دفعه دوستت دارم وقتي که نگام به نيمرخت عمود اين لبام دوتاشون ميخوان درگوشت بگن دوستت دارم اگه دوستم داري فقط يه بار درگوشم حالا نه بعدا"بگو دوستت دارم نگارنده : نازيلا
| |||||||||||||||||||||
بهترين فاروم و سايت ايراني براي گفتگوي جوانان