مطلبکده ی پرستوهای عاشق
| خانه :: کل بازدیدها :: :: بازدید امروز :: :: موضوعات وبلاگ :: :: لینک به وبلاگ :: :: دوستان من :: :: اشتراک در خبرنامه :: نام: ایمیل: :: موسیقی وبلاگ |
5/11/1385 :: 7:20 عصر با فرا رسیدن ماه پیروزی خون بر شمشیر ...ایام محرم حسینی انتقال ادامه کاریکلماتورها رو به بعد از اربعین حسینی موکول میکنم *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*. سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیز رو ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی زیرکی را گفتم این احوال بین، خندید و گفت: صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل شاه ترکان فارغست از حال ما کو رستمی در طریق عشق بازی امن و آسایش بلاست ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست رهروی باید جهانسوزی نه خامی بی غمی آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی گریه ی حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق کاندرین دریا نماید هفت دریا شبنمی حافظ
نگارنده : نازیلا
7/10/1385 :: 12:11 عصر نگارنده : نازیلا
12/9/1385 :: 2:42 عصر
غروب از قایمباشک بازی شب و روز خسته شد.
هزار دستان برای شکوفه ها آنچنان نغمه سرائی می کند که از شنیدنش سیر نمی شوند .
نگارنده : نازیلا
30/8/1385 :: 2:47 عصر سلام به یک یک عزیزان در اینجا یادی نیز از زنده یاد مرحوم پرویز شاپور میکنم که به حق مطالب زیبایی از خود بیادگار گذاشت بعضی برای انتقال آنچه در سر دارند از جرثقیل استفاده میکنند!!!!!
نگارنده : نازیلا
6/6/1385 :: 9:56 عصر سلام دوستان خوب ومهربونم دوستان و عزیزانی منو با محبت بی دریغشون شرمنده کردند مدت زمان زیادیه که نتونستم بیام و مطلبی آپ کنم خودم نمیدونم چرا ولی وقت کم میاوردم الانم تا چشم به هم میزنم ثانیه ها تموم شدن و من کارهای نیمه کاره ی زیادی رو دستم مونده که نتونستم انجامشون بدم شاید خوب برنامه ریزی نکردم باید با برنامه ریزی بهتر همه کارهام رو سروسامانی بدم قول میدم از اول مهر بیشتر و بیشتر بهتون سر بزنم از دعای دلهای پاکتون محرومم نکنید برای سلامتی یک یکتون دعا میکنم خوش باشید و سلامت نگارنده : نازیلا
4/3/1385 :: 3:8 عصر
دو روز پیش دوست عزیزم بهار به خونه ی خدا مشرف شد و با رفتنش فکر و روح و یاد ما رو هم به پرواز در آورد امیدوارم سفرش بی خطر باشه و بتونه همه حرفهاش رو با خداش بزنه و عهدهاشو ببنده خدا به ما هم توفیق بده تا به پابوس خونه ات بیائیم و در اونجا خودمون رو از هر زمانی بهت نزدیکتر حس کنیم یاد شعری افتادم از داداش جم مهربونم که راز و نیازه یه بنده ی خوب با خدای مهربونشه در بهار آفرینش مست و مدهوش توام اینم شعری از داداش جم مهربونم که برای حاجیه خانوم ما گفته سفر کعبه به حاجی خوش باد
نگارنده : نازیلا
| |||||||||||||||||||
بهترین فاروم و سایت ایرانی برای گفتگوی جوانان